سلام دوستان عزیز امروز با یک آپ با حال برگشتم .
من منتظر نظرات شما هستم .
Onimusha:demon siege
سری بازیهای اونیموشا از جمله بازیهایی بودند که توانستند پلی استیشن را به شهرت برسانند . شاید تعجب کنید که در زمان ساخت نسخه چهارم این بازی هستیم چرا نام را در صفحه های وبلاگ من می بینید . اما در همین اواخر نسخه تبدیل شده این بازی برای pc نیز روانه بازار بازار گردید . این نسخه از بازی به خوبی برای pc هم تبدیل شده و انصافا می توانید لذت نسخه ps 2 را تجربه کنید . در این بازی شما در قالب دو شخصیت به انجام بازی می پردازید . جان رینو بازیگر معروف فرانسوی یکی از شخصیت های بازی را تشکیل می دهد که در نقش یک پلیس کارکشته در فرانسه به ایفای نقش می پردازد . شهر در 8 می 2004 یکباره مورد حمله بیگانگان قرار می گیرد . بیگانگانی که نقطه دیگر داستان بازی را در سال 1582 در توکیو رقم می زنند . جنگ های قبیله ای ! زمان در هم می پیچد و داستان بازی ، بازی را به گونه ای رقم می زند که شما در نقش آکاچی در فرانسه و در کنار رینو ظاهر خواهید شد . رینو نیز گرفتار این جایجایی می شود . انجام این شاهکار کپکام را به شماها پیشنهاد می کنم .
اواخر دهه 80 ميلادی شرکت اسکوار در معرض ورشکستگی قرار داشت و رييس اين شرکت ، هيرونوبو ساکاگوشی بايد چاره اي می انديشيد ، بله او اينکار را کرد و بازیی به جهانيان معرفی کرد که دل ميليونها بازي کننده را به خود معطوف نمود اين بازی ، بازیی نبود به غير از فاينال فانتسی ، بازیی که تاکنون 11 شماره از آن به طور اصلی و چند بازی تکميلی به صورت فرعی از آن ساخته شده است ، سری بازيهای فاينال فانتسی از اوايل دهه 90 شروع به ساختن و گسترش شدند ، نسخه های ابتدايی بر روی کنسول نينتندو ساخته شدند اما با ظهور کنسول پلی استيشن اين بازيها به روی اين کنسول آورده شدند به شکلی که نسخه های 7و 8 و 9 برای پلی استیشن منتشر و روانه بازار شدند. اما در واقع شهرت اصلی اين بازی از شماره 7 آن آغاز شد جايی که شخصيت اصلی بازی بنام کلود با آن شمشير بلندش هنرنمايی ميکرد،نسخه هشتم بازی مضمونی عاشقانه در بر داشت و يکی از موفق ترين نسخه های این بازی به شمار می رود. نسخه نهم این بازی به عقیده من چندان موفق ساخته نشد و حالت کودکانه ای داشت ، اما شماره 10 آن اولين نسخه از این بازی بود که به روی کنسول پلی استيشن 2 ساخته شد و در سال 2001 به بازار عرضه شد ، داستان بازی در مورد يک پسر 17 ساله به نام تيداس می گذشت که در يک نوع ورزش به نام بليتز بال بسيار معروف بود ، سپس در اثر اتفاقاتی که برای او رخ ميدهد وارد ماجرایی نفس گير شده و سفری طولانی آغاز ميکند و در این سفرها دوستان زيادی از جمله يونا با او همراه می شوند اما بحث اصلی ما در رابطه با نسخه قبلی بازی نمی باشد بلکه قصد ما معرفی و نقد نسخه بعد یعنی Final Fantasy X-2 می باشد که در اواخر سال 2003 به بازار عرضه شد ، می باشد. در پايان بازی فاينال 10 و در دموی پايانی ما متوجه می شویم که تيداس به صورت نامرئی در آمده و با حالتی غم انگيز از يونا و دوستانش جدا ميشود (اين دمو به قدری تأثير گذار بود که من شخصا تحت تاثیر قرار گرفته و متاثر شدم ، به طور قطع کسانی که اين بازی را به اتمام رسانده و این دمو را مشاهده نموده اند مرا درک می کنند) اما اين دمو اين سؤال را در ذهن بازيکن به وجود ميآورد که بر سر تيداس چه آمده و چه سرنوشتی در انتظار اوست ؟
اما شرکت اسکوار شما را 2 سال به انتظار نشاند تا پاسخ شما را بدهد ، در حالی که دو سال از وقايع گذشته يونا ، دختر احضار کننده به همراه دو دوست خود Pain و Rikku صاحب شغل جدیدی شده بودند. این دوستان وفادار در اسپيرا (نام سرزمينی که در ان زندگی ميکنند) مشغول یافتن يک سری گوی های قيمتی بودند و در واقع به آنها لقب شکارچی گوی داده بودند ، زندگی روال عادی خود را طی می کرد تا اينکه يک روز از طرف کيماری يکی از دوستان قديمی يونا و در واقع محافظ او در شماره قبل خبر رسيد که در يکی از کوه های اطراف يک گوی یافت شده که در آن تصويری از شخصی که بسيار شبيه تيداس است موجود می باشد ، يونا بعد از ديدن اين گوی بسيار خوشحال شده و به اميد يافتن تيداس به همراه دو تن از دوستانش سفری پر ماجرا را آغاز ميکنند ، اگر بازی فاينال فانتسی 8 به عنوان يک بازی عاشقانه شناخته شده لازم به ذکر است اين نسخه بسيار عاشقانه و احساسی تر از نسخه هشتم می باشد ، دمو ابتدايی بازی همان استاديوم قبلی را نشان می دهد ولی اين بار به جای بليتزبال يک کنسرت موسيقی در ان اجرا ميشود ، يک دمو بی نظیر که در دنيای بازيها سابقه ندارد. و اما در مورد فاينال فانتسی X-2 می توان به این نکته اشاره کرد با آن که بازی موفقيت نسخه قبلی را نتوانست تکرار کند اما دارای ارزش زيادی بود.
حال به بررسی اين بازی مي پردازم ، گرافیک این نسخه نسبت به قبل از پیشرفت خوبی برخوردار می باشد و محيط های اطراف دقيق تر طراحی شده اند ، در مورد شخصيت های بازی اسکوار در اين شماره ضعيف عمل کرده است ، تمامی نسخه های گذشته حداقل داری شش شخصيت بودند اما در اين شماره فقط سه شخصیت دختر به چشم می خورد که شايد به مذاق پسرها خوش نياد و اما مطلب ديگر در موره نحوه مبارزه است با اینکه نسبت به نسخه قبلی تفاوت دارد ولی کم و بیش مشابه نسخه 9 می باشد به اين شکل که شما يک نوار در بالای اسم شخصيت خود داريد که در حال پر شدن است و وقتی که به میزان حداکثر رسید شما اجازه نبرد پيدا ميکنيد،اما سبک مبارزات در فاينال 10 ساده تر بود و شما هر چقدر که مایل بودید قادر به انتظار بودید اما در X-2 بايد سريع تر عمل کرده و تصميم گيری قویتری داشته باشيد. يکی دیگر از نکات در مورد محیط اطراف است. تمام محيط های بازی همان محيط های فاينال 10 می باشد و شرکت اسکوار هیچ تلاشی در جهت ساخت محیط های جدید تر و ایجاد نوآوری در این نسخه به خرج نداده است. موزيک های بازی همانند شماره قبلی خوب و تأثير گذار هستند. داستان بازی هم اگر چه به زيبايی گذشته نمی باشد اما باز هم باعث ایجاد رغبت و علاقه در به پایان رساندن بازی توسط بازیکن می شود و بطور خلاصه يونا بعد از اينکه به سفر خود ادامه ميدهد و اتفاقات جالبی و هیجان انگیزی را پشت سر می گذارد در نهایت موفق به یافتن تيداس می شود و در این بین ما شاهد يک دموی رمانتيک ديگر از اسکوار هستيم(گفتنی است بازی دارای پنج پایان مختلف می باشد که تنها در پایان اصلی قادر خواهيد بود تيداس را نجات دهيد) در کل فاينال فانتسی X-2 يک آر پی جی ناب می باشد که شما را دست کم به مدت 1 ماه سرگرم و درگیر خود میکند ، البته توصيه اي که دارم این است در صورتی که نسخه قبل را انجام نداده اید در ابتدا شماره 10 را به اتمام برسانید و سپس اقدام به تهیه این نسخه نمایید چون داستان این دو کاملا با هم مرتبط می باشند.
برای اولین بار بازی Medal Of Honor به عنوان یک بازی مرتبط با جنگ جهانی مورد استقبال بسیاری از افراد قرار گرفت و به دنبال آن سایر کمپانی ها راه این بازی را پیش گرفته و بازی های مختلف و گوناگونی را پیرامون این واقعه روانه بازار کردند. اما در حال حاضر بسیاری از کمپانی های بازی سازی شروع به ساخت بازی های مرتبط با جنگ ویتنام نموده اند. یکی از این بازی ها ShellShock: Nam '67 می باشد که سازندگان آن ادعای ارایه بهترین و برترین بازی پیرامون جنگ ویتنام را داده اند.
داستان بازی همانطور که اشاره شد در ارتباط با جنگ ویتنام و وقایع اسف بار اتفاق افتاده در این جنگ می گذرد. ما در این بازی در نقش یک سرباز آمریکایی که با میل خود وارد جنگ شده است بازی می کنیم. در این بازی بر خلاف خیلی از بازی های دیگر به عنوان یک قهرمان که تک نفره تمامی نیروهای دشمن را نابود می کند بازی نخواهیم کرد بلکه تنها برای زنده ماندن و با کمک دوستان خود مجادله خواهیم کرد.
در ShellShock: Nam '67 علاوه بر آنکه باید مأموریت های واگذار شده را انجام دهید باید سعی در جمع آوری اطلاعات ارزشمند کنید. جالب است بدانید که در این بازی کمتر با محدودیتی مواجه خواهید شد در ضمن شما برای بدست آوردن اسلحه های بهتر و قوی تر باید راه های مختلفی را امتحان کنید. به عنوان مثال با استفاده از اطلاعاتی که در یک مرحله کسب کرده اید پی به وجود مواد مخدر در یک دهکده می برید و با پول حاصل از فروش مواد مخدر می توانید سلاح قوی تری را خریداری کنید. هر چند که در این بازی هیچ وقت در نقش یک قهرمان ظاهر نخواهیم شد ولی با گذراندن مراحل بیشتر و با کسب تجربیات جدیدتر ارتقا درجه پیدا کرده و مقامی بالاتر از قبل را کسب خواهیم کرد. بدین ترتیب می توانید در مراحل بعدی اوامر لازم برای نابودی دشمنان را داده و با تیمی که فرماندهی آن به عهده شما می باشد پیش بروید. بیشتر مراحل بازی در جنگل های ویتنام که تشبیه به جهنم شده است می گذرد. سازندگان نیز با توجه به اطلاعاتی که در رابطه با این جنگ کسب کرده اند یک جهنم واقعی را برای شما در این بازی به نمایش در خواهند آورد. دهکده هایی که بر اثر آتش نابود شده اند و هزاران انسانی که در این دهکده ها جان خود را از دست داده اند ، دشمنانی که در یک آن ، شما را غافلگیر خواهند کرد و انسان های بی گناهی که سر از تن آنها جدا شده است. همه و همه اتفاقاتی می باشند که به طور واقعی در ویتنام رخ داده اند و شما نیز با این صحنه ها در این بازی برخورد خواهید کرد.
در این بازی با سلاح های مختلفی نیز از قبیل 9 mm Pistol ، M-14 ، M-72 ، M-79 و M-60 که در این جنگ مورد استفاده قرار گرفته اند مواجه خواهیم شد. البته علاوه بر این اسلحه هایی که نام آنها در بالا ذکر شد شاهد وجود سلاح های دیگری که هنوز نام آنها اعلام نشده است می باشیم.
در اینجا نیز چند واقعه مهم اتفاق افتاده در جنگ ویتنام را به اطلاع شما می رسانم :
در طول جنگ 2.5 میلیون نفر آمریکایی مرده است. هویت 58 هزار نفر از کشته شدگان تثبیت شده است. در حالی که هویت 304 هزار نفر تثبیت نشده است و جسد سایر افراد پیدا نشده است.
در طول جنگ حدود 15 میلیون ویتنامی کشته شده و مدت زمان تولد این تعداد افراد در ویتنام حدود 23 سال پیش بینی شده است.
آمریکا از سال 1964 تا 1975 حدود 9 میلیون سرباز به منطقه جنگی فرستاده است. ضرر مالی وارد شده به آمریکا در طی سال ها 1967 تا 1975 در حدود 146 میلیارد دلار حساب شده است. در ضمن تعداد سربازان کشته شده در طول جنگ جهانی دوم در طی چهل روز اول جنگ ویتنام از دست رفته است.
حال بهتر است به سایر بخش های بازی از قبیل گرافیک و صدای بازی بپردایم. انتظار می رود که گرافیک بازی در سطح متوسط و نه چندان خوبی باشد. با این وجود انتظار می رود تا هیجان بازی در سطح خوب و قابل قبولی قرار داشته باشد. یکی از عواملی که در هیجان بازی تاثیر بسزایی خواهد داشت ، صدا و موزیک های حاکم بر ShellShock: Nam '67 می باشد که طبق گفته خود سازندگان از کیفیت و جذابیت کافی بهره مند می باشد. در ضمن این بازی شامل دوازده مرحله می باشد که مدت زمان اتمام هر مرحله در حدود 40 الی 50 دقیقه پیش بینی شده است.
در ابتدا در ارتباط با داستان بازی توضیحاتی برای شما خواهم داد. شما در بازی در همان ابتدا و پس از ساخت شخصیت مورد نظر خود ، شاهد صحنه دستگیری فردی سیاه پوست به نام D Mob خواهید بود که بعد از این اتفاق در دموی بازی شخصیتی که شما نقش آن را ایفا خواهید کرد ، D Mob را آزاد کرده و در نتیجه به عضویت گروهی که این شخص رییس اصلی گروه می باشد در خواهید آمد. در طول بازی به مجادله با گروه دیگر و سخت ترین رقبای خود خواهید پرداخت و در این میان اتفاقات بسیار زیادی برای شما از قبیل خیانت یکی از افراد گروه به وقوع خواهد پیوست. همه این اتفاقات در بخش داستانی بازی گنجانده شده است که پس از انجام هرچند مبارزه شاهد دموها و گفتگوهایی در بین افراد گروه و بگو و مگوهایی با رقبای خود خواهيد بود.
همانطور که در بالا نیز اشاره کردم با ورود به بخش داستانی ، قادر به ساخت شخصیت مورد علاقه خود و انجام هرگونه تغییر بر روی چهره از قبیل موی سر ، بینی ، چشم ، گوش و... می باشید. سپس وارد مبارزات مختلف خواهید شد که در پایان هر مبارزه و با توجه به قدرت و توانایی های رقیب مقابل جوايز نقدي كسب خواهيد كرد و هرچه رقیب سرسخت و قوی تر باشد و شما بتوانید او را شکست دهید پول بیشتر و امتیازات بالاتری کسب خواهید کرد. با استفاده از پول بدست آورده می توانید به انجام کارهای گوناگون بپردازید. به طوری که در بخش Shop District شاهد پنج قسمت متنوع خواهید بود. با مراجعه به بخش SUS توانایی خرید شلوار ، لباس ، کفش و کلاه را خواهید داشت که هر کدام از این بخش ها از چند قسمت فرعی گوناگون دیگر تشکیل شده اند. اما در بخش Jacob & Co توانایی خرید جواهرات از جمله گردنبند ، گوشواره ، ساعت و انگشتر را خواهید داشت که شاهد تنوع بسیار بالایی در این بخش خواهید بود. از جمله بخش های دیگر موجود، می توان به بخش خالکوبی و همچنین سلمانی برای تغییر مو و ريش اشاره کرد. جالب است بدانید که در بخش خالکوبی با گزینه هایی مختلفی مواجه می شوید و قادر هستید که هر نقطه از بدن خود را خالکوبی کنید.
در طول انجام بازی به طور قطع امتیازاتی نیز کسب می کنید این امتیازات برای افزایش قابلیت های شما در طول بازی کارساز می باشند. برای ارتقا قابلیت های خود می توانید به بخش Stapleton Athletics در قسمت Shop District مراجعه کنید. در اینجا با چهار گزینه اصلی مواجه می شوید. در گزینه اول با نام Train Skills قادر به افزایش کارایی خود از جهات سرعت ، سلامتی ، قدرت دست ، قدرت پا و استحکام بیشتر مي باشيد. در گزینه دوم با نام Learn Styles قادر به یادگیری استیل مبارزات گوناگون که شامل پنج مورد مختلف Kick Boxing ، Wrestling ، Martial Arts ، Streetfighter و ... بپردازید. اما قبل از اینکه به توضیح مورد سوم بپردازم لازم به ذكر است شما در طول انجام مبارزه در صورتی که بتوانید حریف خود را بصورت پیاپی با مشت و لگد مورد تهاجم قرار دهید ، از قدرت ویژه ای بهره مند می شوید که با استفاده از این قدرت و با اسیر کردن دشمن در دستان خود قادر به انجام حرکات سهمگین که در بسیاری از مواقع کار رقیب را تمام میکند ، هستید . تعداد اين حرکات موجود در بازي در حدود هشتاد و دو حركت می باشد و شما برای یادگیری هريك باید امتیازات لازم را در طول مبارزه کسب کرده و با مراجعه به گزینه سوم بخش Stapleton Athletics به یادگیری مورد دلخواه خود بپردازيد و برای تنظیم حرکات به گزینه چهارم این بخش با نام Assign Moves مراجعه كنيد. به طور قطع این ویژگی های بسیار جالب موجود هیجان و جذابیت خاصی را به Def Jam Fight For NY بخشیده است. حال بهتر است کمی بیشتر در مورد حرکاتی که در طول مبارزه قادر به انجام آنها هستید بپردازیم. در طول هر مبارزه شما می توانید با زدن مشت و لگد رقیب را از پای در بیاورید ولی هیچگاه نمی توانید رقیب را شکست بدهید به همین دلیل برای شکست دادن رقیب راه های مختلفی وجود دارد که از آن جمله می توان به استفاده از اسلحه های سرد موجود در بازی که اغلب در دست تماشاگران می باشد اشاره کرد. از جمله روش های دیگر می توان به روش Submit کردن رقیب با وارد آوردن آسيب شديد به یکی از نقاط بدن او همچون دست ، پا و یا سر اشاره کرد. به طور کلی حرکات مختلف و گوناگونی را با توجه به استیل مبارزه ای که انتخاب کرده اید می توانید انجام دهید که هریک از ویژگی هاي مخصوص به خود بهره می برند. جالب است بدانید که در طول بازی قادر به کسب جام های مختلفی می باشید البته برای کسب هریک شروطی موجود است به عنوان مثال با کسب پنجاه پیروزی قادر به کسب یکی از این جام ها می باشید.
از نکات مهم موجود در بازی می توان به حدود هفتاد و چهار مبارز که هریک از قابلیت های گوناگونی بهره می برند اشاره کرد. در عین حال در حدود بیست و چهار مکان متنوع و مختلف نیز برای بازی در نظر گرفته شده است به عنوان مثال در یکی از این مکان در وسط حلقه ای آتشین به مبارزه با رقیب خواهید پرداخت و یا در مکانی دیگر قادر به پرتاب رقیب به ریل راه آهن و سپس شاهد له شدن او توسط قطار می باشید. یکی دیگر از ویژگی های بازی تورنمنت هایی می باشد که در آن قرار گرفته اند و چه در بخش One On One و چه در بخش داستانی وارد مبارزه با رقبا خواهید شد. البته در بعضی از این تورنمنت ها در یک مرحله شاهد حضور سه رقیب دیگر می باشید كه در مجموع چهارنفره به مبارزه خواهيد پرداخت. لازم به ذکر است که انجام بازی به صورت دو نفره نیز از جذابیت های بسیار بالایی برخوردار می باشد. در ضمن تمامی رکوردهای شما از قبیل کمترین مدت زمان پیروزی ، پیروزی های پیاپی ، بیشترین تعداد پیروزی ها ، پر درآمدترین افراد و ... در بخش High Scores قرار گرفته اند.
موزیک و صداگذاری های شخصیت ها به بهترین شکل ممکن انجام گرفته است به طوری که در حدود سی و سه قطعه موسیقی در بازی گنجانده شده است. گرافیک بازی نیز واقعا بی نظیر است و هیچ ایرادی بر آن وارد نیست و ساخت کاراکترها و تحرک سازی آنان با دقت هرچه تمام انجام گرفته است. گرافیک تماشاگران و حتی محیط اطراف در سطح بسیار بالایی قرار دارند و همه این عوامل باعث افزایش هیجان بازی می شوند.
به طور کل می توان این بازی را یکي از بهترین ها و موفق ترین بازی های روانه شده به بازار در این سبک دانست و خرید این بازی را به همه شما دوستان توصیه می کنم.
با تشکر مدیر وبلاگ
سلام دوستان یکی از من ایمیل خواست منم گفتم چشم : silentboy_007@yahoo.com . یکی دیگه سوال کرد درباره دوست دختر یابی در بازی gta 4 که اینم لینکش هست وبلاگ یکی از دوستانمه ولی حالا بعدا آدرسشو براتو می نویسم . راستی اگه به جای عکس ها لینک گذاشتم ببخشید خودتو خواسته بودید وبلاگ سریع تر بالا بیاد .
اربابان سیاهچال دارای داستانی جذاب و تأثیر گذار است. داستانی بر مبنای رویاروئی خیر و شر، که بازیکن را تا انتها به دنبال خود می کشاند.
شخصیت ها و محیط ها بخوبی طراحی شده اند و بازیکن را بعنوان نماد خیر و پاکی و تنها منجی سرزمینی که رو به زوال است در برابر ظلمت و نیروهای اهریمنی قرار می دهند.
در بازی امکان استفاده از سلاح ها ، وسایل و جادوهای بسیار متنوعی وجود دارد. هم چنین امکان ترکیب عناصر جادویی و تهیه جادوهای جدید نیز از نکات منحصر بفرد بازی است.
بازی دارای محیط هایی وسیع و متنوع همچون سرداب ها ، قلعه های باستانی ، شهرهای تاریخی، و جنگلها بوده که با دقت و گرافیک بالایی طراحی شده اند. وسعت این محیط ها بقدری است که در برخی از مواقع بازیکن را ناچار به استفاده از مکانهای انتقال سریع که به همین منظور در بازی گنجانده شده اند می کند.
داستان بازی براساس درگیریهائی است که بین دو فرمانروا رخ می دهد. یکی شکست خورده و دیگری شرایط سختی را برای صلح پیشنهاد می کند. فرمانروای شکست خورده در راه اجرای مفاد صلح نامه با مشکلاتی روبرو می شود که خود و سرزمینش را با خطر نابودی روبرو می کند. در این زمان است که بازیکن با هدف نجات سرزمین وارد میدان می شود.
|
|
یکی از نکات منحصر بفرد بازی امکان استفاده از جادوهای مختلف است . جادوهای بیشمار بازی و سلاح های متفاوت که دارای قابلیت های عجیب و منحصر بفردی بوده و هر کدام برای نبردی خاص در نظر گرفته شده اند.
مانند سایر بازیهای سبک نقش آفرینی در این بازی نیز بازیکن به مرور و با پیشرفت در بازی نه تنها مهارت ها و توانایی هایش افزایش می یابد بلکه اموال و غنائم بسیاری نیز بدست می آورد.
غنائم بدست آمده هم قابل استفاده بوده و هم قابل خرید و فروش . زمانی که بازیکن توانایی استفاده از وسیله و یا سلاحی را ندارد می تواند با فروش آن منابع مالی خود را افزایش دهد زیرا که در صورت استفاده از سلاحی که در حد بالاتری از توانایی های او قرار دارد باید جریمه بدهید.
بازی در سرزمین های مختلفی اتفاق می افتد و شما برای تحقق اهداف ماموریت هایی که از شخصیت های مختلف دریافت می کنید باید به سفرهای دور و درازی بروید. سرزمین انسانها، الف ها(جن و پری ها) و کوتوله ها تنها بخشی از محیط های بازی را تشکیل میدهند.
بازی اربابان سیاهچال ، یکی از برجسته ترین بازیهای سبک نقش آفرینی و کاندیدای بهترین بازی سال در سبک خود می باشد.
سلام دوستان والا دیگه خسته شدم بسکی اومدم وبلاگم رو چک کنم ولی نظرات یکی دوتا است خیلی ممنون من می خواهم قسمتی از وقتم روبرای گذاشتن کد تقلب بزارم ولی فعلا این روز رو نمی گذارم . راستی دوستان یکمی مردونگی کنید و نظر بدین به خدا خوشحال می شم .
بدون شک تمام دوستداران بازيهای نقش آفرينی بی صبرانه منتظر بازی فاينال فانتزی 12 هستند. بازی اي که تحولی را در سبک بازی های نقش آفرينی ايجاد خواهد کرد. تيم سازنده بازی همان تيم سازنده شماره 9 و فاينال فانتسی تاکتيکس هستند. داستان بازی با اين عبارت شروع ميشود : جنگجويی شمشير بدست گرفته و گوهری به سينه اش نصب کرده. خاطراتش در شمشيرش ناپديد شده. تمام زندگی اش اين شمشير سنگی است ، از زبان شمشيرش صحبت ميکند ، شمشيرش او را به اينجا رسانده و اکنون داستان را بازگو ميکند. داستان بازی فاينال 12 در سرزمينی به نام ايواليس شکل ميگيرد. امپراطوری قوی با سپاهی قدرتمند به نام آرکاديا به اين سرزمين حکم فرمايی می کنند. امپراطور قدرتمند ديگری به نام روساليا به سرزمين ديگری حکم فرمايی ميکنند که از سالها قبل بين اين دو جنگ شديدی شکل گرفته بود. در همين حال آرکاديا به سرزمين دالماسکا حمله کرده و اين سرزمين را به تسخير خود در مي آورد. دالماسکا اين شکست را قبول کرده بود. اما شاهزاده اين سرزمين Ashe به گروه مقاومت پيوست و عليه دشمن متجاوز به مبارزه پرداخت. دشمن هر کاری انجام داد نتوانست اين دختر را وادار به تسليم نمايد در همين حين Ashe با پسری به نام Vaan آشنا شد و اين سر آغاز داستان پرماجرای آنها بود.
بازی فاينال فانتزی 12 به علت حجم زياد در دو DVD عرضه خواهد شد. سيستم مبارزات در اين شماره همانند فاينل 10.2 خواهد بود به اضافه چندين المان که به بازی اضافه شده. در بازی علاوه بر مبارزات سنتی بازيهای آر پی جی از مبارزات غير ايستا همانند مبارزاتی که در بازی استار اوشن شاهد بوديم ، نيز استفاده خواهد شد. به علت گستردگی نقشه بازی ، کشتی های هوايی در اين بازی نقشی مهم را ايفا ميکنند و شما با اين کشتی ها به راحتی از مکانی به مکان ديگر منتقل ميشويد. بازی دارای سناريو های بسيار متنوعی است که بازيکن ميتواند آنها را انتخاب کرده و به بازی ادامه دهد. بازی از موتور گرافيکی بسيار قدرتمندی بهره ميبرد و بدون شک يکی از بهترين بازيهای پی اس تو در ضمينه گرافيک خواهد بود. نکته جالب ديگر در مورد بازی ، بودن نژادهای مختلف است که هر کدام به زبان خاص خودشان صحبت ميکنند که برای فهميدن مكالمات بايد از زير نويس بازی کمک بگيريد. دوربين در بازی به طور دستی قابل تنظيم است و شما در حين مبارزات قادر هستيد دوربين را به هر طرف که بخواهيد بچرخانيد. دموي ابتدای بازی بدون شک يکی از بهترين دمو های تاريخ بازيهای کامپيوتری خواهد بود و اسکوار بار ديگر قدرت خود را در ساختن اين چنين دمو هايی نشان داده. در دمو ابتدای بازی شاهد يک مراسم ازدواج با شکوه هستيم ، تمام مردم شهر خوشحال و به رقص و پای کوبی مشغول هستند که واقعاً بی نظير به تصوير کشيده شده است. حال بد نيست کمی به معرفی شخصيت های بازی بپردازيم .
نام :Vaan
جنسيت : مرد
نژاد : Hume
كلاس :Swordsman
سن :17
سلاح : Sword
اطلاعات تكميلي : او يک دزد از سرزمين دالماسکا است. او برای آزادی سرزمينش مبارزه ميکند ، آرزوی او اين است که روزی بتواند با يکی از اين کشتی های پرنده پرواز کند.
نام :Ashe
جنسيت : زن
نژاد : Hume
كلاس : Swordsman
سن : 19
سلاح : Staff
اطلاعات تكميلي : او پرنسس سرزمين دالماسکا است و تنها دختر پادشاه که قرار بود به زودی بر تخت سلطنت بنشيند اما سرزمين آنها مورد تهاجم قرار گرفت و او با گروه مقاومت تصميم به مبارزه و باز پسگيری سرزمين خود کرد.
نام : Fran
جنسيت : زن
نژاد : Viera
كلاس : Archer
سن : نامعلوم
سلاح : Bow and Arrow
اطلاعات تكميلي : او از نژاد ويرا است و در استفاده از سلاح های مختلف مهارت زيادی دارد ، به خصوص در استفاده از تير و کمان همچنين دارای شخصيتی قابل اطمينان است و در دفاع کردن و گلاويز شدن با دشمن بسيار توانا است.
نام : Balflear
جنسيت :مرد
نژاد : Hume
كلاس : Gunner
سن : 22
سلاح : Gun
اطلاعات تكميلي : او هم يک دزد حرفه اي و عاشق آزادی است و صاحب يه کشتی پرنده است. تفنگ سلاح اصلي اوست ، او همچنين همراه فران بود و در ابتدای بازی باVaan دوست و همراه ميشود.
علاوه بر چهار شخصيت اشاره شده دو شخصيت ديگر هم در بازی وجود دارند يکی دختری 16 ساله به نام پنلو که در اواسط بازی به گروه مي پيوندد و ديگری فرمانده ايی 44 ساله به نام Basch که او هم به دليل خيانتی که به او ميشود ، قصد گرفتن انتقام را دارد و به گروه ملحق مي شود. بازی فاينال فانتزی 12 بدون شک يکی از بزرگترين بازيهای پی اس تو برای سال 2005 خواهد بود اما احتمالاً برای بازی کردن نسخه انگليسی آن تا اواخر 2005 بايد صبر کنيم.
سلام دوستان امیدوارم از بخش بخش شدن وبلاگم راضی باشید . لطفا با نظراتتون و شرکتهاتو در نظر سنجی ها به من کمک کنید . با تشکر
بازگشت کراش نه چندان با هوش ما ، با تقیراتی در روند بازی همراه بود . ابتدا بهتر است از ئاستان بامزه بازی شروع کنیم . دکتر کرتکس برمی گردد و همچون 6 شماره قبلی ، با کمک دوستان دوباره می خواهد حال کراش را بگیرد ... نه صبر کنید ، این فقط شروع ماجراست. بهد از یکی دو مرحله یک دشمن جدید (در واقع دوتا دشمن جدید) کراش و کورتکس و همه جزیره را تهدید می کنند .

دو آدم فضایی از ابعاد خیلی خفن فضا ، که زمان را مانند زیپ باز می کنند و به زمان حال می آیند و دوباره همان جور بر می گردند و هدف آنها البته کشتن دکتر کرتکس است . نتیجه ای قضیه ، متحد شدن تمام دوستان و دشمنان قدیمی بازی است . از کراش و کورتکس گرفته تا دو ماکس معروف . کراش تحت تاثیر جمله کرتکس که می گوید (( کراش ! مگه من برای تو مثل پدر نبودم ؟!...)) تصمیم می گیرد به او کمک کند . البته این که چرا آدم فضایی ها کمر به کشتن کرتکس بسته اند ، داستان جالبی دارد که در بازی باید فهمید .

اتحاد کراش و کرتکس باعث شد روند بازی کاملا دگرگون شود . حالا در بیشتر مراحل باید با هر دو شخصیت بازی کونید ، اما نه جدا جدا ، پس از تمام کردن اولین مرحله ، کراش و کرتکس داخل یک دره پرت می شوند و همینطور که پایین می روند با هم دعوا می کنند . از این دعوا مانند کارتون ها شما فقط گرد و خاک و دستو پا می بینید اما نکته این جاست که هدایت آنها به عهده شماست و باید مواظب باشد که به TnT ها و NITRO ها برخورد نکنند .

بازی از لحاظ گرافیکی مشکلی ندارد . مراحل ، بسیار شاد و عالی طراحی شده اند و جملاتن کمیک مکمل گرافیک بازی هستند .
سلام دوستان برید به قسمت پیوندها و حتما قسمت جدید وبلاگم رو ببینید . نظر یادتون نره .
واي اون خرس رو نگاه كن مامان چقدر تپل و سفيده ! دلم ميخواد بغلش كنم ! ميشه منو ببري اون بالا تا نوازشش كنم ؟ اون ستاره منه و اون يكي مال تو ، هر وقت ديديش ياد من بي افت ! رنگشو خيلي دوست دارم بهم آرامش ميده ! كنار همين رنگين كمان براي هميشه عهد ميبندم تا با تو باشم ! چقدر زيباست تمام رنگهاي تند زندگي ، قرمز ، نارنجي ، چقدر اين غروب عاشقانه است ! متشكرم خدا فرزندم در شب كريسمس در زير برف به دنيا آمد ! تحمل صداي اين جت هاي ياغي برايم سخت شده من بايد براي نجاتش برم ! در زير باران برايش دعا ميكنيم و اين كبوتر را به سپاس شهامتش به سوي (آسمان) زادگاه روياهاي تمام زندگانيش رها مي سازيم !
Ace Combat همواره تلاش كرده به اين مهم بپردازد و در تمام سري بازي هاي خود زيبايي اين آبي پهناور را به نمايش بگذارد كه اين اولين و مهم ترين مشخصه است كه Ace Combat كمپاني نامكو را از ديگر بازي هاي هم سبكش جدا مي سازد. شما در تمام نسخه هاي اين بازي مي آموزيد كه آسمان زيباست و همانقدر كه خاك وطن غيرت ملي شماست ، آسمان كشورتان هم شرف شماست و هر تجاوزي به آن چون لكه اي ننگين مي ماند كه بايد آن را پاك كرد. Ace Combat در دو نسخه اول خود از خط داستاني خاصي پيروي نمي كرد و تماما بر پايه مبارزات هوايي استوار بود تا شاهكار سوم آن كه داستاني بسيار هيجان انگيز و جذاب داشت به طوري كه هنوز منتقدان از آن به عنوان بهترين سري داستان هاي بازي هاي نامكو ياد مي كنند. ناگفته نماند نامكو همواره تلاش مي كند براي تمام بازي هاي خود خط داستاني طرح كند كه اين عمل به يكي از مشخصه هاي اصلي اين كمپاني تبديل شده است.Ace Combat 4 هم از همين مشخصه بهره گرفت و با ساخت و طراحي جذاب سازندگانش توانست رتبه اي درخور توجه براي خود كسب كند با آنكه داستان بازي جذابيت نسخه گذشته خود را نداشت و از آن تكه فيلم هاي (FMV) محشر نامكو در آن خبري نبود.اما Ace Combat 5 بدون شك يكي از موفقترين ساخته هاي نامكو در سري بازيهاي Ace Combat است كه تمام جنبه هاي موفق پيشينيان خود را به ارث برده و تا توانسته از مشكلات آنها فاصله گرفته است.

اگر موافق باشيد از ابتدا شروع كنيم ! نامي زيبا و قوي كه با خواندنش به روح بازي پي خواهيد برد ( The Unsung War ) اولين قدم مثبت بازي است. منوها با فكر و خلاقيت بسيار زيادي طراحي شده اند و با اولين نگاه خاطرات تمام سري هاي اين بازي براي شما زنده مي شود. كار با منو ها بسيار راحت است و نياز به صرف وقت زيادي ندارد و مي توانيد با يكي دو بار كليك كردن به طرز كارشان پي ببريد. بازي دو قسمت اصلي دارد كه قسمت اول داستان بازي را دنبال مي كند و ديگري نوعي از بازي Arcade به حساب مي آيد كه ما بيشتر به قسمت Story Mode بازي مي پردازيم.
در اين سري هم همانند اجدادش از دو اصل كنترل براي هدايت هواپيما استفاده مي شود كه با درخواست بازيكن تغيير مي كند. يكي كنترل براي تازه كارها است كه در آن هواپيما همانند هدايت يك اتومبيل است و تنها با جهت دادن به سوي هدف مي رود و با قطع فرمان ، هواپيما به حالت افقي باز مي گردد. اما حالت دوم ، كنترل عادي است كه شباهت بسيار زيادي با هدايت و حركت يك هواپيما در واقعيت دارد و در واقع كاملا شبيه سازي شده است. اين شبيه سازي همانند بازي هاي هم سبكش سخت و دشوار نبوده و بعد از طي يك يا دو مرحله به كنترل ها و نحوه هدايت هواپيما مسلط و واقف مي شويد.
بازي را شروع ميكنيم. توضيحاتي درباره جنگي كه 15 سال پيش رخ داده است ، بيان مي شود. ارتشي كه به اميد كشورگشايي برمي خزد و مانند تمام جنگ هاي اين چنيني عقب رانده مي شود و عاقبت با شليك چند بمب اتمي و كشته شدن افراد بي گناه زيادي ، جنگ خاتمه مي يابد. دمويي پخش مي شود و تمام نگاه ها را به سمت كيفيت و طراحي خارق العاده خود جلب مي كند. بدون شك تكه فيلم هاي گرافيكي ساخته شده در اين بازي يكي از زيباترين و به يادماندني ترين FMV ها است كه تا به حال ساخته و پرداخته شده است. به جزئيات در اين قطعات هنري بسيار اهميت داده شده است كه تا پايان بازي در مراحل مختلف براي شما به نمايش گذاشته مي شود تا از داستان بازي مطلع شويد. خط داستاني بسيار جالب و با ظرافت خاصي نوشته شده است كه نيمي از قدرت بازي شمرده مي شود. عشق ، شكوه پرواز ، احترام ، خيانت ، فداكاري ، كينه و تمام خصلت هاي خوب و بد در داستان گنجانده شده است تا هيچ گاه يكنواختي آن بازيكن را خسته نسازد و همين عوامل باعث مي شود كه سمت و سوي داستان تا پايان بازي بارها تغيير كند و شما شاهد اتفاقات عجيبي باشيد ! بهتر است كامل وارد داستان بازي نشويم تا اگر شما اين بازي را هنوز تجربه نكرده ايد برايتان جذابيت داستان از بين نرود. اما نگاهي مختصر بر عواطفي كه نامكو با تمام مهارت خود به آن پرداخته است ، مي تواند جالب باشد. پس بگذاريد به تعداي از آنها بپردازيم كه خالي از لطف هم نيست.
شخصيت پردازي در چنين بازي هايي بسيار سخت و دشوار است و كوچك ترين اشتباه در آن مي تواند به ماجرا و در كل به بازي صدمه جدي وارد كند. نامكو با در نظر گرفتن اين مهم توانست شخصيت هايي در بازي خلق كند كه هركدام در ذهن بازيكن به يك اسطوره تبديل شوند. داستان تا حدودي از خاطرات و نوشته هاي يكي از شخصيت ها بازگو مي شود.
Jack Bartlett كاپيتان فداكاري است كه با نام مستعار Heart break one صدا زده مي شود. در ابتداي بازي شوق عجيبي را در بازيكن براي ادامه يك داستان زيبا خلق مي كند. Bartlett كه 42 سال سن دارد با موهايي مشكي خاكستري و چشماني خرمايي فرمانده اسكادران 108 است كه براي نجات يكي از افسران خود عملياتي تجسسي آغاز كرده اما در اين حين مورد اصابت موشكي واقع مي شود و در نهايت سقوط كرده و ما او را از دست مي دهيم ! حتي كاوش هايي كه براي يافتن او در دريا انجام مي شود تاثيري ندارد و احتمال زنده ماندن او بسيار كم است. البته او ...
Peter Beagle كه همه او را Pops صدا مي زنند. مكانيك قدرتمند هواپيماهاي جنگي كه 56 ساله است. او همه چيز در رابطه با هواپيما ، پرواز و فرودگاه جزيره مي داند. او سنگين وزن و مهربان است ، همه او را دوست دارند. Pops در هدايت داستان نقش مهمي را ايفا مي كند مخصوصا براي فرار از جزيره و حركت در تونل ها به او احتياج داريد .
در پرواز اين بار شما تنها نيستيد و همواره سه هواپيماي ديگر شما را پشتيباني مي كنند (البته به غير از عمليات هاي تك پروازي) و بازيكن مي تواند در مراحل گوناگون با استفاده از عمليات خاصي كه قرار است انجام دهد هواپيماهاي پشتيباني خود را تك تك انتخاب كند و بعد از پرواز به آنها دستور العمل هايي همچون پشتيباني ، حمله ، حالت تفكيكي و تاكتيكي بدهد كه هوش مصنوعي قدرتمند بازي هركدام از اين فرمان ها را به زيبايي اجرا مي كند. حالا نوبت به شخصيت پردازي خلبانان اين جنگنده ها مي رسد.
Alvin Davenport ملقب به Chopper قدي بلند و هيكلي چهارشانه دارد. او 29 سال سن دارد و چشمان آبيش همه كس را به ياد آسمان مي اندازد .
Kei Nagase شخصيت بسيار كاملي است. او تنها زن خلبان اين اسكادران است. كد اسم او Edge است ولي همه او را Nagase صدا مي زنند و در جنگ هاي هوايي بي نظير است و در جايي از داستان با سقوط هواپيمايش درحالي كه گروه تجسس به دنبالش مي روند ، مشاهده مي شود كه او حتي يك اسير هم در اختيار دارد. 23 سال سن بسيار كمي است ولي Nagase نشان مي دهد كه يك حرفه اي است.
Hans Grimm كوچكترين خلبان اسكادران 108 با 19 سال سن كه هميشه در عمليات ها عواطفش بيشتر از خشونت نمايش داده مي شود. او را Archer مي نامند و در بازي شاهد عمليات هاي او خواهيد بود .
تا اينجا با تعداي از شخصيت ها آشنا شديد و براي اينكه بيشتر از اين داستان لوث نشود ادامه نمي دهيم اما نام هاي Allen Hamilton كه مشخصه اش چشمان سبز اوست و Captain Anderson كه با 61 سال سن فرمانده ناو جنگي است را به خاطر بسپاريد تا معني شخصيت پردازي در بازي همچنان براي شما جذاب باشد .
بيست و هفت مرحله ماموريت هاي شما را تشكيل ميدهند كه هركدام عمليات خاصي را در برمي گيرند و تا پايان بازي شما با تكراري شدن مراحل روبرو نخواهيد شد. علاوه بر اين مراحل ، 4 مرحله هم در ميان راه وجود دارند كه بنا بر عملكرد شما در داستان قابل انتخاب هستند كه اين مراحل در Mission هاي 11 ، 12 ، 16 و 27 گنجانده شده اند. علاوه بر تمام اينها نام هاي بسيار مناسب عمليات ها بسيار روحيه دهنده هستند. شما در بازي هركاري كه هواپيما قابليت آن را دارد ، انجام خواهيد داد از سوخت گيري در هنگام پرواز گرفته تا حركات نمايشي بر روي استاديوم شهر و يا گذر از داخل تونل ها براي نجات خود. در بعضي مراحل شما مي توانيد از روي باند پرواز كرده و يا فرود بياييد. برخي از فرودها هم بر روي ناو جنگي صورت مي پذيرد كه بسيار جالب و هيجان انگيز است.
شما در اين نسخه از بازي همانند گذشته مي توانيد با امتيازاتي كه در مراحل كسب مي كنيد هواپيما بخريد و يا هواپيماهاي قديمي خود را بفروشيد. در بازي بيش از پنجاه نوع هواپيما وجود دارد كه هركدام از آنها در ماموريت هاي خاص و يا امتيازاتي بالا و حتي با گرفتن يك مدال قابل دسترسي هستند. اين امر با يكبار بازي كردن قابل دستيابي نيست و باعث مي شود تا بازيكن ، بازي را چندين بار به پايان برساند تا هواپيماي مورد علاقه خود را در اختيار بگيرد. تنوع هواپيماهاي استفاده شده در بازي بسيار زياد است كه از Hawk شروع مي شود و تا هواپيماهاي قدرتمند و جديدي همچون Su-47 گسترده مي شود كه اين عامل ديگري است بر موفقيت Ace Combat 5: The Unsung War.
موشك ها و بمب هاي استفاده شده با شبيه سازي كامل قدرت انهدام و برد راداري طراحي شده است كه انواع و اقسام موشكها و بمب هاي Air To Ground و Air To Air از اين جمله هستند كه بنا بر نوع بارگيري هواپيما بر روي آن انتقال يافته و Machine Gun هر كدام از جنگنده ها همانند نوع واقعي آنها قابل استفاده است. حتي شما در بازي از موشك هاي ضدرادار و يا پاكسازي كننده مواد شيميايي هم استفاده خواهيد كرد كه تنوع آنها بسيار زياد است.
كنترل بازي بسيار ساده و روان است و يكي از موارد جذابيت اين سري بازي ها به حساب مي آيد كه علاوه بر شبيه سازي بر كنترل سريع استوار است و از كارهاي پيرامون شبيه ساز پرواز خودداري مي كند به طوري كه تنها با فشار دادن يك دكمه مي توانيد بر سرعت هواپيما بيافزاييد و يا برعكس سرعتش را كاهش دهيد كه اين امر به دليل كمبود كليد هاي دسته هاي كنسول PS2 است.
هوش مصنوعي دشمنان با انتخاب درجات سختي گوناگون قابل تغيير است و شما را در مسيري قرار مي دهد كه تمام مهاجمان از شما قوي تر مي باشند و بايد بسيار حرفه اي باشيد تا درجات سخت بازي را پشت سر بگذاريد.
گرافيك بازي بسيار زيباست و در مقايسه با بازي هاي هم رده خود نه تنها چيزي كم ندارد بلكه در برخي موارد برتر است. سايه ها تماما به دليل استفاده از Dynamic Lightning طبيعي جلوه مي كنند. متريال قطعات و اشيا بسيار زيبا و با دقت كار شده است و در ارتفاعات ، تفاوتي بين واقعيت و بازي احساس نمي كنيد. مگر اينكه به سطح زمين نزديك باشيد كه مي توان گفت تنها عيب اين بازي وقت كمي است كه براي طراحي ساختمان ها و شهر ها صرف شده است و مي توان گفت كه حتي سري سوم اين بازي كه در كنسول PS عرضه شد در اين زمينه برتر است ! آب و هوا و شرايط جوي در بازي طراحي خوبي دارد و باعث شده تا شما Real-Time Weather Effects را به راحتي احساس كنيد. جهت و سرعت باد ، شرايط جوي ، جاذبه زمين و همه همه بسيار حرفه اي عمل مي كنند. حتي شما مي توانيد ابر ناشي از شكستن ديوار صوتي توسط هواپيما را مشاهده كنيد و يا موجي كه بر روي دريا بر اثر شكاف هوا توسط موتور جت به وجود مي آيد كه همين امر باعث مي شود تا از Ace Combat 5 به عنوان يك شاهكار ديناميكي ياد كنند.
اشاره به اين نكته ضروري است كه صداگزاري بازي نسبت به تمام نسخه هاي پيشين قويتر ، شفاف تر و كم نقص تر است. به طوري كه ريزه كاري در به وجود آوردن افكت هاي موجود از جمله صداي باد در برخورد با بدنه هواپيما و يا صداي انفجار ها در نقاط دور و نزديك كاملا واضح است. موزيك بازي هم در تمام مراحل شما را همراهي خواهد كرد كه با نوع عمليات ، ساخته شده است و مي تواند براي رسيدن به پيروزي شما را ياري كند.
در پايان هم به همه شما دوستداران بازي هاي ويديوئي توصيه مي كنم اين بازي را حتما تجربه كنيد و بدانيد تا رسيدن به شهرتي همچون Demon Of Razgriz راه بسيار دشواري در پيش داريد !
سلام دوستان از همه ی شما و مخصوصا آن کسی که درباره بازی متال گیر 3 از من سوال کرد و نقد این بازی را می خواست معذرت می خواهم گفته بودم طولانی است . راستی می خواستم بگم که این وبلاگ تا چند روز دیگه کاملا برای شما زیبا تر می شود . لطفا نظر بدید .
در سال 1987 جواني 24 ساله شروع به ساخت بازيي در سبكي نوين كرد كه هم اینک همان بازي كوچك تبديل به بازیی بزرگ و بی نظیر شده است. سازنده این بازی كسي نبود جز Hideo Kojima و آن بازي نیز Metal Gear solid بود. سري بازي های MGS بدون شك يكي از بزرگترين بازيهاي تاريخ می باشند. كمتر بازيی يافت مي شود كه چنين محبوبيتي بين طرفدارانش داشته باشد. در نهايت آخرين شاهكار Hideo Kojima هم پا به عرصه جهاني گذاشت و بعد از سالها انتظار طرفدارانش را راضي كرد. قبل از اينكه بررسی بازی را آغاز کنیم ، بهتر است نگاهی گذرا به تاریخچه آن داشته باشيم. حدود 17 سال پيش زمانی كه يك بازي سه بعدي مثل يك رويا بود. بازيی در تاريخ 12 جولاي 1987 بر روي سيستمهاي MSX2 عرضه شد. بازي به سبكي نوین به نام Stealth ساخته شده بود. در اين سبك شما دشمنان را باید بدون آنکه کسی متوجه بشود کشته و ماموریت های خود را به صورتی کاملا مخفیانه به انجام مي رسانديد. سه سال بعد يعني در 19 جولاي 1990 نسخه بعدی بازی عرضه شد. اين بازي داراي گرافیک دو بعدی و Game play خوبي بود و در عین حال آخرين بازي Koanmi بر روي MSX2 بود و بعد از آن MGS به يك خواب طولاني فرو رفت و كم كم در حال پاک شدن از ذهن ها بود. اما این بازی بزرگ در 8 سپتامبر 1998 با نام Metal Gear Solid بر روي كنسول Play Station مجددا روانه بازار شد. اما اين بار بازي نسبت به قبل پيشرفتهاي چشم گيري كرده بود كه می توان مهمترین این پیشرفت ها را در گرافیک و خط داستانی بازی دانست. بعد از گذشت يك سال نسخه اضافه شونده با كمي تغييرات در اختیار عموم قرار گرفت كه VR Mission در آن گنجانده شده بود.
در سال 2001 نسخه Metal Gear Solid 2 : Sons of Liberty برای كنسول PS2 روانه بازار شد كه با اطمینان کامل می توان گفت که شاهد یک شاهکار بی نظیر و اسطوره اي ماندگار در دنیای بازی ها بودیم. بازی داراي گرافيك خوب و داستان بسیار قویی بود و توجه به کوچک ترین جزییات بازی آن را به یک افسانه تبدیل کرد. 
اما اکنون نوبت آن است كه درباره ي داستان بازی توضیحاتی بدهم. داستان در مورد رباتی بزرگ و به عبارتی سلاحی براي فتح جهان می باشد و تمام تلاش Solid Snake از همان آغاز کار در جهت نابودی اين سلاح بود و تلاش او تا نسخه دوم ادامه پیدا کرد تا اینکه در نسخه سوم اتفاقاتی به شرح زیر رخ داد :
خط داستاني MGS 3 ديگر در عصر حاضر نيست بلكه به زمان جنگ سرد يعني بعد از جنگ جهاني دوم در سال 1964 بازگشته است. داستان بازي درباره جنگ سرد بين ابر قدرت هاي آن زمان ، آمريكا و شوروي است. Sokolov دانشمندي روسي است. او سلاحی براي پايان دادن جنگ سرد طراحي می کند اما این سلاح دزديده مي شود و در این بین Snake ماموریت پیدا می کند تا این دانشمند را در عمليات Virtual نجات دهد اما در موقعي كه او را نجات می دهد و قصد برگرداندن او به آمريكا را دارد The Boss يعني رييس سابق Snake به او و كشورش خيانت کرده و به شوروي مي پيوندد و باعث شكست Snake در بازگرداندن Sokolov مي شود و ادامه داستان که بهتر است در موردش توضیح ندهیم تا جذابیت و زیبایی خود را برای کسانی که این بازی را انجام نداده اند ، حفظ كند.
شاید اولین مساله ای كه باعث حیرت شما شود محيط زيباي جنگل است كه نشان از تلاش های بی وقفه تيم سازنده بازي دارد که کار خود را به صورت کاملا ماهرانه انجام داده و جزییات را به خوبی به نمایش درآورده اند. به عنوان مثال شما در جنگل دایما با حیواناتی که حرکت می کنند ، درختانی با شاخ و برگهاي بلند و زيبا ، آواز پرندگان و بسياري از مسایل دیگر كه محيط جنگل را پيش روي شما بازسازي مي كنند ، مواجه خواهید شد. به هر حال می توان گفت که بازی دارای گرافیک نسبتا خوب و قابل قبولی است و در این زمینه سازندگان موفقیت های لازم را کسب کرده اند.
حال بهتر است کمی هم درباره دوربين بازي صحبت كنيم كه همانند نسخه پيشين به شكل سوم شخص مي باشد و شما كنترل چندان زيادي بر روي زاويه چرخش دوربين نداريد و دوربين خود با توجه به مكاني كه در آن قرار داريد به صورت خودكار حركت مي كند اما در بعضي مكان ها اين چرخش خودكار پاسخگو نبوده و مشكلاتي در زمينه مشاهده محيط اطراف و به خصوص روبرو پديد مي آورد كه علت اصلي بروز چنين مشكلي را مي توان وسعت و گستردگي قابل توجه و حيرت آور محيط موجود در اين بازي دانست.
كنترل بازی نسبت به نسخه پيشين دارای افت بسیار بالایی بوده اما با این وجود داراي یکی از روان ترین کنترل بازيهاي موجود بر روي كنسول PS2 است. يكي از نكات جالب توجه و جديد افزوده شده سيستم مبارزه اي CQC مي باشد كه لذت و هيجان بازي را چند برابر مي كند. با استفاده از اين سيستم مي توانيد سربازها را خلع سلاح كنيد يا از پشت آنها را بگيريد و حتی در حين گرفتن سربازها به عنوان گروگان ، تير اندازي كنيد. قابليت ديگر بازجويي و كسب اطلاعات از سربازاني است كه به گروگان گرفته ايد.
سري بازي های MGS هميشه داراي ابتكار و نوآوري هايي بوده اند كه در اين نسخه نيز اين مهم فراموش نشده و شما توانایی استتار در مكان هاي جنگي را تجربه مي كنيد. سيستم استتار ، بازی را از آنچه که می باشد واقع گرایانه تر به نمایش در می آورد. شما داراي چندين لباس و رنگهايي براي پوشش صورت هستید مثلا در شب بايد رنگ صورت خود را سياه کرده و لباس تيره برتن كنيد يا در ميان علف ها بايد براي بالا بردن درصد استتار كه در گوشه سمت راست بالاي تصوير نمايش داده مي شود ، لباسي همرنگ محيط انتخاب كنيد. نکته جالب دیگر درمان و بهبود وضعیت جسمی می باشد. در بازي چندين آسيب وجود دارد كه از آن جمله می توان به سوختگي ، جراحات ، زخم گلوله ، نيش سمي حيوانات و مسموميت غذايي اشاره نمود و شما برای هر کدام از این صدمات باید درمان های ویژه ای را پیش بگیرید ، به عنوان مثال برای درمان سوختگي بايد ابتدا از پماد استفاده کرده و سپس با استفاده از باندهايي كه در اختيار داريد محل صدمه را بپوشانيد يا براي زخمهاي گلوله بايد با چاقو گلوله را از بدن خارج کرده و سپس ضد عفوني کرده و در نهایت از باند استفاده کنید.
سومين ابتكار بازی را مي توان در شكار حیوانات دانست. اين روش زمانی کاربرد دارد كه Stamina شما كم شده باشد. پس بهتر است قبل از آنکه در مورد شکار حیوانات توضیحاتی بدهيم در مورد سيستم Stamina صحبت کنيم. در زير درجه سلامتی شما خطي وجود دارد که به عنوان قدرت و نفس Stamina شناخته می شود. اين خط زمانی كم مي شود كه شما شنا كرده باشید ، مدت زماني طولانی گرسنه مانده باشید و يا زياد دویده و فعالیت کرده باشید. در واقع کم شدن Stamina شما باعث می شود تا نتوانيد خوب تيراندازي و نشانه گيري كنيد. براي پر كردن Stamina مي توانيد حيواناتي مانند مار ، خرگوش ، پرنده و غورباقه شكار كنيد و آنها را بخورید. اما نکته جالبی که در این بخش به چشم می خورد این است که بعضي از غذاها سمي بوده و يا با نگاه داشتن زياد آنها در كوله پشتي فاسد می شوند كه در نهايت باعث ايجاد مسموميت غذايي مي شود.
دیگر تغيير عمده در بازي محدودیت در حمل اسلحه مي باشد و شما بايد سلاح ها و تجهيزات اضافي را در كوله پشتي گذاشته و هنگامی كه ضرورت استفاده از آنها پيش مي آيد ، وسيله مورد نظر را از کوله پشتی خارج كرده و خود را با آن مجهز كنيد. البته هر یک از وسایل داراي وزن به خصوصی هستند كه اگر وزن آنها زياد شود در سرعت شما نيز اثر گذاشته و باعث كندي حركت مي شوند.
یکی از بخش های جذاب را می توان در مبارزه با رييس هاي بازي دانست و زيباترين آنها را مي توان در مبارزه با پير سرباز تك تيرانداز يعني The End شمرد كه اين مبارزه در محوطه اي بسيار وسيع به وقوع مي پيوندد. این نسخه از بازی از نظر طراحی شخصیت ها نسبت به نسخه قبل تغییر نکرده و بيشترين تلاش سازندگان بر روی طراحی شش شخصيت اصلي يعني Snake ،Eva ،Volgin ،Ocelot ،The Boss و Sokolov انجام شده است و هریک از این شخصیت ها دارای ویژگی های خاص خود هستند.
يكي از اشكالات عمده سري بازي های MGS را می توان در طولاني بودن مكالمات راديويي و صحنه ها دانست كه البته صحنه هاي ميان بازي هر كدام به ياد ماندني بوده اما گاهی اوقات براي بازيكن مشتاق به ادامه بازي كسل کننده خواهد بود.
روند بازي بسيار عالي و بدون نقص است و به هیچ وجه خسته كننده نمي باشد. شايد اين مهم را مديون محيط متنوع جنگل باشیم به طوري كه عمليات Virtual بيشتر جنبه آشنايي با بازي و مقدماتي را دارند و عمليات Snake Eater را مي توان عملیات اصلی شمرد. شايد جذاب ترین لحظات بازي را زمانی دانست كه قصد نابودي سلاح اتمي دشمن يعني تانك Shagohod را داريد و بعد از آن ، فرار جالب شما آغاز می شود. فرار با يك موتور در حالي كه Snake تير اندازي و Eva آن را كنترل می کند.
در بازی علاوه بر تمام صحنه های خشونت آمیز ، صحنه هایی همچون عشق Snake به The Boss و یا علاقه Eva به Snake نیز به تصویر کشیده شده اند. موزيك و افكت هاي صوتي حاكم بر بازي در سطح موفق و قابل قبولي قرار دارند. موزيك هاي بازي توسط دو آهنگ ساز مشهور به نام هايHarry Greason William و Norihiko Hibino ساخته شده اند و ما شاهد موزیک های بی نظیر ، فراوان و متنوعی در بازی هستيم. صداگزاري شخصيت ها بي عيب و نقص بوده و كاملا مطابق با حالات فيزيكي آنها مي باشد.
هوش مصنوعي نيز نسبت به نسخه قبل از پیشرفت خوبي بهره مند مي باشد. سربازها برای شما بیش از پیش دردسر ساز خواهند بود و در حالي كه شما قصد نشانه گيري و شليك به سويشان را دارید ، آنها با تغيير مكان تمركز شما را به هم می زنند و يا موقع پرتاب نارنجك برای آنکه صدمه نبینند بر روی زمین دراز كشيده و سنگر مي گيرند و يا در جنگ هاي تن به تن از چاقو استفاده مي كنند.
مدت زمان اتمام بازي طولاني تر شده و براي به اتمام رساندن آن بايد مراحل سخت و دشواري را پشت سر بگذاريد. در پایان بازي نیز رتبه هايي نسبت به عملكرد شما در طول مراحل مختلف داده می شود که شامل پنجاه رتبه می باشد.
اما يك بخش جدا از بازي Snake VS Monkey است كه شخصيت ما در جنگل به شكار ميمون هاي كارتوني و بامزه مي رود كه يك ركورد گيري مي تواند باشد. جالب است بدانید که شما در بازي مي توانيد با دوربين عكاسي عكس گرفته و در گالری تصاویر خود ذخیره کنید.
در مجموع Metal Gear Solid 3: Snake Eater را می توان بازیی به یاد ماندنی که از خط داستانی بسیار قویی بهره می برد ، دانست. انجام این بازی را به تمام شما دوستداران بازی های اين سبك توصیه می کنیم.
